دروغ تمام عیار آمریکا

“میدل ایست آی” در گزارشی راجع به دروغ بودن ماهیت شعار اصلی دولت آمریکا پس از حادثه ۱۱ سپتامبر مبنی بر جنگ علیه تروریسم می نویسد: «منافع راهبردی آمریکا در منطقه خاورمیانه همواره مبتنی بر حمایت از رژیم های استبدادی و دیکتاتوری بوده است. در این چهارچوب، دفاع از مردم آمریکا در برابر تهدید تروریسم، هیچگاه اولویت اصلی و اولیه واشنگتن نبوده است».

“میدل ایست آی” در گزارشی، شعار اصلی دولت های آمریکا پس از حادثه 11 سپتامبر مبنی بر “جنگ علیه تروریسم” را از اساس دروغ دانسته و به طور خاص مهمترین سند بر دروغ بودن این مساله را نیز روابط نزدیک آمریکا با رژیم عربستان سعودی به عنوان رژیمی افراط گرا و فاسد دانسته که از قضا، نقش قابل توجهی را نیز درجریان حملات تروریستی 11 سپتامبر بازی کرده است.

میدل ایست آی در این رابطه می نویسد: «هفته گذشته، “جو بایدن” رئیس جمهور آمریکا دستور به خارج کردن اطلاعات مرتبط با ارتباطات احتمالی عربستان سعودی با هسته های القاعده (که عملیات تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 را انجام دادند)، از طبقه بندی های اطلاعاتی و امنیتی را داد. این اقدام رئیس جمهور آمریکا، تحت فشارهای خانواده های قربانیان حادثه 11 سپتامبر صورت گرفت که به کرات خواستار شفافیت در مورد حقایق فاجعه 11 سپتامبر شده بودند و همچنین بارها در دادگاه های مرتبط با این رویداد از دولت آمریکا درخواست می‌کردند تا دولت عربستان را به پاسخگویی در رابطه با حادثه مذکور وادار کند.

شواهد فراوانی وجود دارند که نشان می دهند میان سازمان دهندگان حادثه تروریستی 11 سپتامبر و مقامات میانی و سطح پایین عربستان ارتباطاتی وجود داشته است. با این همه شانس بسیار کمی وجود دارد که خودِ رژیم عربستان به واسطه دخالت در حادثه 11 سپتامبر، با مجازات چندانی از سوی دولت آمریکا رو به رو شود. نباید فراموش کرد که خاندان آل سعود سال هاست که برای بقای خود به حمایت های همه جانبه ایالات متحده آمریکا، تکیه داشته و وابسته بوده اند.

با این همه همزمان با فرارسیدن سالگرد حادثه 11 سپتامبر و خروج اخیر نظامیان آمریکایی از افغانستان که نمودی از پایان بخشیدن به جنگ های مرتبط با حادثه 11 سپتامبر بود، بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران، سوال‌های عمیق تری در مورد ماهیت روابط عربستان و آمریکا و اینکه این موضوع بازگو کننده چه مسائلی در مورد راهبرد چند ساله اخیر آمریکا(پس از حادثه 11 سپتامبر) مبنی بر جنگ علیه تروریسم است، می پرسند.

در ابتدا خوب است که ریشه تهدید گروه هایی نظیر القاعده را با یکدیگر مرور کنیم. این گروه ها از دو منبع اصلی، خشونت و نارضایتی خود را تغذیه می کنند. منبع اول، ایجاد دولت های فاسد و نامشروع در جهان اسلام است که از هیچگونه مشروعیت مردمی برخوردار نیستند(دشمنِ نزدیک) و دوم، حمایت هایی است که از رژیم های فاسد جهان اسلام از سوی قدرت های خارجی انجام می شود. در این زمینه دخالت های نظامی مستقیم قدرت های خارجی در منطقه نیز محرکی دیگر است که خشونت طلبی گروه هایی نظیر القاعده را تغذیه می کند(دشمنِ دور).

در اصل، این نارضایتی ها می توانند خود را به طرق مختلفی نشان دهند. در دوران قبل تر، آن ها خود را در قالبِ اشکال مختلفی از جنبش های شبه‌سوسیالیستی و ملی گراییِ ضداستعماری نشان می دادند. با این حال، در نمونه‌هایی نظیر گروه القاعده، این گروه بیشترین تکیه خود را بر مسائل دینی و مذهبی قرار می دهد تا از این طریق به طور خاص بتواند جوامع مسلمان و مردم آن ها را نیز با خود همراه سازد.

یکچنین گروه هایی صرفا قادرند در سایه دولت هایی که از آن ها با عنوان دولت های ورشکسته (و همچنین مناطقی که فاقد دولت هستند) یاد می شوند، ظهور کنند. مکان هایی که مردم محلی به قدری رنج می کشند که امکان دارد حاضر باشند این گروه ها را بپذیرند و حتی به عضویت آن ها درآیند. در واقع مردم در این مناطق برای تامین امنیت و دیگر امکانات و خدمات مرتبط با حکمروایی، حکومتِ این گروه های افراطی را می پذیرند(در غیاب عملکرد موثر دولت های خود).

*مانع بزرگ

اگر حس نارضایتی از وجود دولت های نامشروع در جهان اسلام و همچجنین مداخلات قدرت های خارجی در منطقه و شرایط اسفباری را که این مداخلات ایجاد می کنند را به عنوان یکی از عوامل اصلی شکل گیری و اوج‌گیری گروه هایی نظیر القاعده بدانیم، از این رو، روابط آمریکا و عربستان می تواند خود به مثابه یک عامل محرکه اصلی و قدرتمند در تقویت این نوع از تروریسم و ناامنی، ایفای نقش کند.

آل سعود مظهر فسادِ طبقه حاکم در منطقه خاورمیانه است. این حکومت برای سال ها اقتصاد عربستان را به مثابه قلک شخصی خود قلمداد کرده و به شیوه هایی افسانه ای دست به اختلاس و فساد اقتصادی در این کشور زده است. آمریکا با تمامی امکانات خود از یکچنین رژیمی حمایت می کند و پرداخت های مالی قابل توجه سعودی‌ها در قالب هایی نظیر خرید سلاح از آمریکا نیز موجب شده تا اصلاح گران در عربستان هیچ شانسی جهت پیشبرد دستورکار اصلاحی خود نداشته باشند.

پادشاهی سعودی همچنین خود را به مرکز اصلی شبکه ای از قدرت های اقتدارگرا در منطقه خاورمیانه نیز تبدیل کرده است و و نیروهای نظامی خود را برای سرکوب آزادی خواهی مردم به بحرین می فرستد و یا میلیون ها دلار پول نقد را به مصر می فرستد تا قیام مردم این کشور در جریان “بهار عربی”(اوایل دهه 2010) را درهم شکند. با این شرایط باز هم آمریکا بزرگرین حامی امنیتی و نظم منطقه ای است که عربستان سعودی در آن اقدام به کنشگری می کند. واشنگتن حتی جهت حراست از یکچنین رژیمی اقدام به استقرار نیروهای نظامی خود در خاک عربستان نیز می کند.

اضافه بر این، دخالت های مستقیم و غیرمستقیم عربستان سعودی در معادلات منطقه خاورمیانه، از افغانستان گرفته تا یمن، جنگ های داخلی در این منطقه را بیش از پیش تشدید کرده اند و به تقویت مناطقی که از حکومتی برخوردار نیستند و مکان هایی مناسب جهت رشد گروه های افراط گرا هستند، کمک فراوانی کرده است. در همگی این موارد، آمریکا کمک های قابل توجهی را به عربستان ارائه کرده است.

بدتر از همه اینکه ساختار مذهبی و فکری حاکم بر عربستان سعی داشته تا ایدئولوژی افراط گرایانه خود را به اقصی نقاط منطقه خاورمیانه نیز صادر کند. امری که مهمترین نمود آن را می توان در تشکیل گروه هایی نظیر القاعده و داعش مشاهده کرد.

*رابطه سمی و خطرناک

با توجه به آنچه تاکنون گفته شد باید این سوال را پرسید چرا آمریکا که اولویت خود را دفاع از مردمش در برابر حملات تروریستی عنوان می کند، خود را غرق در روابط سمی و خطرناک با رژیم هایی نظیر عربستان کرده که عملا تروریسم را تقویت می کنند؟ شاید ساده ترین جواب به این پرسش این باشد: زیرا اساسا دفاع از مردم آمریکا در برابر تروریست ها، جز اولویت اصلی دولت های آمریکا نیست.

باید پذیرفت که هدف اصلی و راهبردی آمریکا در منطقه خاورمیانه، حراست از قدرت نظامی و سیاسی خود است و دلیل این موضوع هم روشن است: زیرا خاورمیانه منبع اصلی تامین انرژی(نفت و گاز) بر روی کره زمین است. بدون تردید جایگاه قوی آمریکا در خاورمیانه می تواند به این کشور اهرم موثری را علیه رقیب اصلی آن در جهان یعنی “چین” اعطا کند. از سویی، دولت آمریکا عمیقا به باج گیری و پول در آوردن از رژیم هایی نظیر عربستان‌سعودی نیاز دارد. از این رو شاهدیم که واشنگتن میلیاردها دلار پول از ریاض می گیرد و در عوض امنیت این رژیم را تضمین می کند.

*تظاهرات معترضان در آمریکا به قراردادهای فروش تسلیحات از جانب دولت آمریکا به عربستان سعودی(7 سپتامبر سال 2016)

از این رو، اساسا روابط عمیق واشنگتن و ریاض ثابت می کند که شعار دولت های مختلف آمریکا مبنی بر اینکه اولویت اصلی آن ها پس از حادثه 11 سپتامبر، حراست از ملت آمریکا بوده، اساسا یک دروغ بوده است. واقعیت تلخ برای آمریکایی ها و حتی مردم جهان این است که اساسا دولت آمریکا برای حضور و پیشبرد منافع راهبردی خود در منطقه خاورمیانه، به رژیم های افراط گرا و استبدادی نظیر عربستان سعودی نیاز دارد و این رویکردِ واشنگتن هیچ ارتباطی با ادعاهای دور و دراز آن مبنی بر حمایت از دموکراسی و آزادی ندارد.

درست به همین دلیل است که 20 سال پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر شاهدیم که ایده جنگ آمریکا علیه تروریسم که پس از این حملات مطرح شد، به فجایعی باورنکردنی ختم شده است. تخمین زده می شود که در این چهارچوب و ظرف 20 سال اخیر، حدودا 900 هزار نفر جان خود را از دست داده باشند که از میان 300 هزار نفر غیرنظامی بوده اند. این تلفات در شرایطی محقق شده که تهدید گروه های تروریستی نه تنها کم نشده بلکه تاکنون بیشتر هم شده است. باید پذیرفت که ما دروغ های زیادی را به خود در مورد راهبرد اعلامی دولت آمریکا مبنی بر جنگ علیه تروریسم گفته ایم. از این رو، مرور مجدد واقعیت های اتحاد عربستان سعودی و آمریکا می‌تواند نقطه شروع خوبی برای یافتن حاقیق اصلی در مورد دروغ هایی باشد که سالیان سال به خود گفته ایم و به ما گفته اند».

*لینک:

https://www.middleeasteye.net/opinion/september-11-attacks-us-saudi-relations-proof-war-terror-lie

ممکن است شما هم بپسندید
پاسخ دهید

ایمیل شما منتشر نمیشود